جلیلی، علی[و ديگران]
بررسي ميزان تطبيق تشخيص پاتولوژي و تشخيص باليني در آپاندكتوميهاي حاد انجام شده در مركز بهداشتي درماني و آموزشي شهيد رهنمون يزد/
محمدرضا وفائينسب، علي جليلي؛
به راهنمايي: محمدحسين ميرشمسي
.
40 صفحه، جدول، نمودار، كتابنامه
پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، 1376
علوم پزشكي. 337880 - پزشكي
خلاصه به : فارسي و انگليسي
كليد واژه : آسيبشناسي / تشخيص باليني / بررسي تطبيقي / يزد / آپانديسبرداري / تشخيص /
كليد واژه معادل لاتين : Pathology / Clinical diagnosis / Comparative survey / Yazd / Appendectomy / Diagnosis /
چكيده : آپانديسيت حاد شايعترين اورژانس شك حاد جراحي است . عدم تشخيص به موقع سبب پرفوراسيون آپانديس و عوارض تهديدكننده حيات بيمار ميشود. از طرفي تشخيص اين وضعيت حاد به سبب تظاهرات باليني متعدد بيماري همواره از معضلات پزشكي بوده است . تشخيص صحيح آپانديست توسط جراحان مجرب به 85 درصد ميرسد و طي تحقيقاتي كه بين سالهاي 95-96 ميلادي انجام شد، ميزان آپاندكتومي منفي (نرمال) را بين 15-20 درصد گزارش نمودهاند، بدون اينكه جنس را عامل افزايش يا كاهش اين نسبت بدانند. اين مطالعه بر روي 753 پرونده كه بين سالهاي 1373 تا 1375 در بيمارستان شهيد رهنمون يزد آپاندكتومي شده بودند انجام شد. 39 پرونده به دليل عدم دستيابي به نتيجه پاتولوژي از مطالعه حذف گرديد. از بين 714 پرونده بررسي شده 452 مورد (63/3 درصد) به جنس مذكر و 262 مورد (36/7 درصد) به جنس مونث تعلق داشت كه تحت عمل جراحي آپاندكتومي قرار گرفته بودند. از نظر سني، سنين 15-25 سالگي شايعترين زمان عمل آپاندكتومي بود. در جامعه مورد بررسي مرگ و مير وجود نداشت و افراد بين 3-7 روز در بيمارستان بستري بودند. اكثر افراد بين 12 تا 24 ساعت پس از شروع دل درد مورد عمل جراحي آپاندكتومي قرار گرفته بودند ولي تفاوت چشمگيري بين زمان عمل با جنس و نتيجه پاتولوژي وجود نداشت . از بين 714 مورد بررسي شده نتايج پاتولوژي به اين ترتيب بود كه 465 مورد (65/1 درصد) آپانديسيت حاد، و 229 مورد (32/1 درصد) آپانديس نرمال و 20 مورد (2/8 درصد) پاتولوژي ديگري گزارش شده بود. از بين اين 20 مورد 8 نفراكسيور، 6 نفر فكاليت ، 5 نفر آپانديس فيبروزه (Fibroused-Appendix) و يك نفر اسكاريس سبب آپاندكتومي آنها شده بود. از 229 مورد آپانديس نرمال 110 مورد مرد بودند، يعني 24/3 درصد موارد و 119 مورد زن بودند، يعني 45/4 درصد موارد كه با توجه به تعداد كلي مردان و زنان تفاوت معنيدار آماري بين نتيجه پاتولوژي بر حسب جنس (Z 5/81 و P O) وجود داشت و فرضيهاي كه آپاندكتومي منفي (نرمال) در جنس مؤنث بيشتر صورت ميگيرد اثبات گرديد. از نظر سني در جامعه بررسي شده با افزايش سن از ميزان آپاندكتومي منفي كاسته شده بود و بيشترين ميزان آپاندكتومي منفي در گروه زنان جوان مشاهده ميگردد كه در گروه زنان زير 20 سال از پنجاه درصد نيز بيشتر است . به هر حال با توجه به بالاتر بودن ميزان آپاندكتومي منفي در اين مركز نسبت به گزارشات جهاني و كتب مرجع بايد در تشخيص بيمار مشكوك ، دقت بيشتري انجام گيرد و در صورت امكان از وسايل تشخيصي مدرن مانند لاپاراسكوپي كه در بعضي گزارشات استفاده از آن ميزان آپاندكتومي منفي را به حدود 7/5 درصد رسانده استفاده نمائيم. تا ضمن از دست ندادن بيماران حقيقي از انجام آپاندكتوميهاي غيرضروري كاسته شود.



و این هم جزوه دسنویس آقای دکتر جلیلی:


