شامحمدی، شهاب[و ديگران]
بررسي ميزان آگاهي كادر پرستاري بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد از بيماري اختلال تبديلي/
رضا خضرلو، شهاب شامحمدي؛
به راهنمايي: علياكبر توكلي.
58 صفحه، جدول، كتابنامه
پايان نامه (دكترا) -- دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد، يزد، 1375
علوم پزشكي. 337880 - پزشكي عمومي
خلاصه به : فارسي
كليد واژه : پرستار / يزد / عصبشناسي / اختلال تبديلي / بيمار /
كليد واژه معادل لاتين : Nurse / Yazd / Neurology / Conversion disorder / Patient /
چكيده : اختلالات سوماتوفرم به صورت وجود يك يا چند شكايت فيزيكي كه توجيه فيزيكي كافي براي آن وجود ندارد تعريف ميشود. اين شكايات به قدر كافي شديد هستند كه باعث ديسترس هيجاني قابل ملاحظه در بيمار شده يا اينكه در عملكرد اجتماعي يا شغلي بيمار ناتواني ايجاد كنند. اختلالات سوماتوفرم ناشي از تمارض آگاهانه يا اختلالات خودساختگي نيستند. يكي از انواع اختلالات سوماتوفرم اختلال تبديلي است كه در DSM-IV به صورت اختلالي كه در آن يك يا چندين شكايت يا نقص نورولوژيكي كه به وسيله اختلال نورولوژيكال يا طب عمومي شناخته شده قابل توجيه نيست تعريف ميشود. براي تشخيص اين اختلال وجود فاكتورهاي روانشناختي براي شروع يا تشديد علائم لازم است اين تضاد روانشناختي در سطح ناخودآگاه فرد است و علائم فيزيكي تحت كنترل اراده فرد نيست . بيمار با بروز اين علائم در پي سود ثانويه غيرملموس است . و مشاهده ميشود كه پرسنل پرستاري و درصد بالايي از دانشجويان پزشكي اين بيماري را با تمارض يا اختلال خود ساختگي اشتباه ميگيرند و عقيده بيشتر آنها اين است كه براي اين بيماران نبايد كاري كرد يا با روشهاي دردناك بايد سعي در تنبيه آنان كرد. با توجه به اينكه اين بيماران شكايت يا نقص را دارا هستند و رنج ميبرند بنابراين كادر پزشكي ملزم به برخورد صحيح با چنين بيماراني است . ما فكر ميكنيم اگر درك صحيح از اين بيماري و تشخيص افتراقي آن در بين كادر پزشكي بوجود آيد برخورد با اين بيماران بسيار معقولتر خواهد شد. اين مطالعه توصيفي و مقطعي است كه به روش سرشماري از كليه پرستاران، بهياران و كمك بهياران بيمارستانهاي شهيد رهنمون، افشار مركز درماني راهآهن و مركز جامع روانپزشكي موسيبنجعفر انجام شده است . در بررسي انجام شده 351 نفر كادر پرستاري پرسشنامه را به روش Face to face تكميل كردند. 48 نفر (13/67 درصد) از كل كادر پرستاري اختلالات تبديلي را ميشناختند: ميزان تحصيلات ، سن، جنس ، سابقه كار تاثيري در ميزان آگاهي از اختلال تبديلي نداشت . 298 نفر اظهار داشتند كه ممكن است اين بيماري با بيماري جسمي اشتباه شود (84/9 درصد) 68 نفر (19/37 درصد) تمارض را و 22 نفر (6/26 درصد) بيماري خودساختگي را و 53 نفر (15/09 درصد) بيماري روانتني را ميشناختند. 327 نفر (93/16 درصد) اعتماد داشتند كه درمان روانپزشكي كمي يا كاملا موثر است و 322 نفر (91/73 درصد) ارجاع بيمار را به روانپزشك گاهي يا هميشه لازم ميدانستند. 240 نفر (68/38 درصد) معتقد به استفاده از روش خشونتآميز بودند.



