کار و کاسبی ما تخته شده
داستان بیماری و فوت پدر و جابجایی محل زندگی ام مرا از رسیدگی به وبلاگ بازداشت اما این جماعت 69 فعلا با وایبرشان هر روز و هر ساعت با هم در حال مراوده هستند و حال میکنندو البته بنده هم از حال کردن آنها سخت شادمانم. من نیز در این گروه هستم ولی راستش را بخواهید اصلا حال و حوصله خواندن جوک و مطالب جالب و... را ندارم. یادم هست آن روزها نامه باز قهاری بودم. هیچ آوایی دلنشین تر از صدای موتور پستچی نیود. هر نامه را ده بار میخواندم و بعد در ذهنم با کلماتش بازی میکردم. هرچیزی در نامه معنایی داشت حتی تمبر پشت پاکت، نوع کاغذ انتخاب شده، دستخط و.....
حالا من مدتی است مطلبی برای نوشتن ندارم و نمیتوانم و نمیخواهم که وبلاگ 69 پر شود از نوشته های غریبه که دست به دست کپی شده اند. هنوز خواندن یک مطلب از حسن را ترجیح میدهم به هزار صفحه مطلب ادبی و فکاهی یا زبانم لال علمی. دوست دارم نوشه ای را بخوانم که از عمق دل دوستانم برون آمده باشد و نه دیگران. به هر حال مرا از بابت کم کاری ببخشید.
این وبلاگ به فارغ التحصیلان پزشکی ورودی سال 1369 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد اختصاص داشته و قصد دارد آنان را از وضعیت یکدیگر مطلع سازد و رشته الفت را میانشان همچون دوران خوش دانشجویی پیوسته نگاه دارد.