معلم دیگری هم رفت...

اینک وحید داغدار پدری است که معلم خیلی ها بوده. مردی به غایت دوست داشتنی که مهربانی و کرامتش بی نظیر بود. ترم اول دانشگاه که زمستان بسیار سردی فرا رسیده بود و  نفت موجود نبود و سرما بیداد میکرد وحید و پدرش سر رسیدند با چند گالن نفت. هنوز ارتباط ما انقدر قوی نشده بود که چنین حرکتی را انتظار داشته باشیم اما این مرد شریف به دادمان رسید. او یک هیپنوتیزور نیز بود و این کنجکاوی مرا برای شنیدن سخنانش تحریک میکرد. در طول این سالها هراز چندگاهی تلفنی با هم سخن میگفتیم و من از شنیدن صدای پر از مهربانی اش لذت میبردم...

به وحید که چنین پدر گرانبهایی را از دست داد تسلیت میگویم

باز هم اثری از وحید

و اینهم آخرین اثر همکلاس زحمتکش و خاص ما جناب دکتر ذوالفقاری: