یک پدر دیگر هم رفت..
یکی از روزهای سال 78 در حالی که در داروخانه درمانگاه طرق رود نطنز مشغول وارسی داروها بودم یک صدای بسیار آشنا مرا از جا پراند. کارشناس کهنه کار و سالخورده آمار که در ماموریت بود راهش را کج کرده بود تا به من برسد. در اوج تنهایی دیدن یک آشنای دوست داشتنی چقدر چسبید و این دیدار در دوره طرح من در آن روستا یکبار دیگر هم تکرار شد. شنیدن خاطرات مردی که تمامی کوره راهها و روستاهای استان را درنوردیده بود لذتی بی حد داشت... آخرین بار در 30 شهریور 95 با بزرگواری بی حدی که داشت برای دیدنم به میمه آمده بود که یک ماهی از عمل CABG من میگذشت... این مهربان دیروز مرا برای همیشه از ملاقات خود محروم کرد...او همان پدر بسیار خوب دکتر تیموری بود. فراغ تلخش را به او تسلیت میگویم.
این وبلاگ به فارغ التحصیلان پزشکی ورودی سال 1369 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد اختصاص داشته و قصد دارد آنان را از وضعیت یکدیگر مطلع سازد و رشته الفت را میانشان همچون دوران خوش دانشجویی پیوسته نگاه دارد.