روز معلم
چند روز قبل
یک روز بعد از ۱۲ اردیبهشت که ما همه به عنوان روز معلم میشناسیم (و اگر یادتان باشد آن روز برای بخش اطفال کلی برنامه ریزی کردیم و شاخه های گل خریدیم که به اساتید هدیه کنیم همانجا هم بود ذوق نطق ما هم برای خیلی از دوستان لو رفت که نوشتیم و گلها را به اساتید هدیه کردیم !! و در آخر هم متهم به پاچه خواری شدیم ! هر چند همه از این تهمت پاچه خواری بهره ای بردند و ترم اطفال نه کسی افتاد و نه کسر نمره ای اتفاق افتاد
الغرض
جعبه نظرات تلفن همراه را که روز بعد از دوازده اردیبهشت دید میزدم این آقا سعید که فکر کنم شادی روزهای پایانی دوره در زیر پوستش دویده بود نظر گذاشته بود که روز معلم بر شما که شیطان را درس میدهید مبارک باشد ![]()
به نظرم موضوع قلقلکی بود که میتوانست عضلات لواتور لبی سوپریور خیلیها که این روزها لب و لوچه اشان آویزان است را به کار اندازد ! برای همین پیامک سعید را برای اکثر دوستان فرستادم از ۶۹ ای تا غیر آن !
جالبتر از ارسال پیامک شارژ موبایل بود که تا ساعتی بعد از بس که یا زنگ خورد یا اعلام پیامک نوازش از دوستان را دریافت میکرد طاقت نیاورد و ته کشید
همه دوستان به لطف خودشان بنده را نوازش کرده بودند که ! ای داد بیداد ! حسن جان تو در کلاس ما سرآمد همه شاگردکان شیطان بودی .
نمیدانم ! : که ما شرم از استادی تو داریم و
: اگر تو نبودی ما به مقام معلمی نمیرسیدیم و ......
از اینکه مرا به شیطنت بخوانند ابائی نیست ! مانده ام چگونه همه خود را به استادی شیطان قبول دارند
این وبلاگ به فارغ التحصیلان پزشکی ورودی سال 1369 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد اختصاص داشته و قصد دارد آنان را از وضعیت یکدیگر مطلع سازد و رشته الفت را میانشان همچون دوران خوش دانشجویی پیوسته نگاه دارد.