یاللمسلمین
تازه از شوک برنامه به در آمده ایم!!
وقتی قرار شد برنامه را اجرا شود برای اینکه بفهمیم این هم کلاسیهای عزیز تر از جان هنوز هم مثل دوران دانشجوئی سرشان در میکند برای درد سر یا نه ! آمدیم مثلا مظنه کنیم ( همان برانداز کردن نه براندازی کردن ) از این و آن پرسیدیم دیدیم یکی یکی گل از گلشان میشکفد و کلی انرژی دادند و اعلام پشتیبانی همه جانبه!! باز هم ترسیدیم و جلسه کوچکی در یزد خودمان برای همشهریها گرفتیم تا ببینیم از سخن تا عمل پهنای باندشان چقدر است که سرنوشت آنرا شمائی که نوشته های این وبگاه را مینگرید بهتر میدانید پس با قلبی مطمئئن و ضمیری شاد و امیدواربه فضل خدا نشستیم٬ نه!! ایستادیم !!به آنچه در دل دوستان بود وبر زبانشان جاری !! اواخری که به موعد و موعود میرسید جواد ( که ذکر تلاطمش قبلا رفت ) در گوش ما مثل وروره جادو میخواند که حسن خطرناکه ! من پهنای بدنم خوب است اما عمق جیبم مثل دریاچه ارومیه است که تا وسطهایش هم بروی آب به زانویت نمیرسد ! حکایت جواد را من قبلا هم گفتم اما وقت دیدنش حالاست که مرتب از من احوال بدهکاران را میپرسد و ذکر اینکه یک نفر مثلا یک صفر یادش رفته و تومان را ریال خوانده و یا اینکه یکی دیگر اصلا کلا یادش رفته ! موبایلش هم یا در دسترس نیست یا به طور کلی کار دست سید و بقیه ندارد الا ایحال شدیدا تهدید میکنیم که جواد را دریابید ما که از اول هم نبودیم
این وبلاگ به فارغ التحصیلان پزشکی ورودی سال 1369 دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد اختصاص داشته و قصد دارد آنان را از وضعیت یکدیگر مطلع سازد و رشته الفت را میانشان همچون دوران خوش دانشجویی پیوسته نگاه دارد.